پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - نظام آرمانى رسانهها - فیاض ابراهیم
نظام آرمانى رسانهها
فیاض ابراهیم
١. در هر حوزه فرهنگى (يك كشور يك قوم يا)... نوعى بويائى خاص فرهنگى وجود دارد كه ما به آن ارتباطات مىگوييم.ين ارتباطات توسط رسانهها صورت مىگيرد، پس هر حوزه فرهنگى همانگونه كه داراى يك نظام خاصى است، نظام پويائى، ارتباطى يا نظام رسانهاى خاص نيز دارد.
٢. ترسيم نظام رسانهاى از مهمترين سياستگزارىهاى يك كشور است. چون جهت آينده فرهنگى يا آيندهشناسى فرهنگى يك كشور را رقم مىزند. ابهام در نظام رسانهاى، به معنى ابهام در آينده فرهنگى يك كشور است، پس شوراى عالى فرهنگى و ارتباطى كشور بايد به دنبال شناخت نظام رسانهاى كشور باشد.
٣. براى شناخت نظام رسانهاى يك كشور، به يك الگوى آرمانى (Ideal type) رسانهاى نياز داريم، تا در پناه آن بتوان، به معيار سنجى دست يافت و بتواند نظام موجود يا الگوى فعلى (Prototype) رسانهاى يك حوزه فرهنگى را به دست آورد.
٤. كشورهاى بحرانى، مانند كشورهاى در حال صنعتى شدن، در فرايند پويائى فرهنگى، دچار بحرانهاى فرهنگى مىشوند، چون بحران رسانهاى آنها را طى مىكند. اين كشورها به علت وضعيت بحرانى خود بايد به دنبال ثبات فرهنگى نظام رسانهاى با ثبات باشند در غير اين صورت اين بحران رسانهاى در دراز مدت، آنها را دچار مشكلات عميق فرهنگى خواهد كرد.
٥. همه رسانههاى آرمانى، بر يك مدل يا الگوى دايرهاى شكل مىگيرند كه در رأس آنها كتاب، به عنوان يك رسانه قرارداد، چون كتاب قديمىترين رسانه بشرى و معنابخشترين رسانه در نظام رسانهاى است. علت آن نيز روشن است، چون كتاب رسانه نخبگان يك جامعه است پس سياستگزارىهاى مربوط به آن، به مغز جامعه مربوط است.
٦. دو رسانه، دست راست و دست چپ رسانه كتاب را تشكيل مىدهند. يك مطبوعات، چون مطالب كتابها را در سطح عموم، به طور ساده و يا خلاصه يا مشروح مطرح مىكنند. به طورى كه اگر مطبوعات نباشند، ارتباط كتاب با مردم قطع مىشود، پس مطبوعات مكمل رسانهاى كتاب است.
٧. سينما ديگر رسانه مكمل كتاب است، چون سينما تصوير سازى مطالب مطروحه كتاب را به عهده دارد. پس نقش روشنگرانه صوتى و تصويرى را ايفا مىكند، پس سينما و سياستگزارى مربوط به آن، در حقيقت سياستگزارى آموزشى و شناختى يك كشور است و برد آن در سطح عموم، بالاتر از مطبوعات.
٨. سينما و مطبوعات دو دست راست و چپ كتاب را تشكيل مىدهند؛ رسانههاى ديگر، مانند صدا و سيما، نيز پاهاى اين نظام رسانهاى هستند. راديو ادامه دهنده راه مطبوعات است. چون مطبوعات، به صورت مستقيم روى راديو تأثير مىگذارند. پس راديو وسيله روشنگرى يك جامعه در بعد صوتى است، چرا كه قدرت تخيل را افزايش مىدهد.
٩. تلويزيون پاى ديگر نظام رسانهاى جامعه است. چون مستقيم از سينما نقش مىگيرد. آنچه در سينما رخ مىدهد، در رسانه تلويزيونى نيز صورت مىپذيرد. سبكهاى فيلمى و محتواهاى مربوط به سينما، در تلويزيون تجلى مىيابد و عمومىتر مىشود. پس تلويزيون، پاى راه رفتن كتاب و سينما در جامعه است.
١٠. پس نظام رسانهاى يك جامعه براساس كتاب، به عنوان مغز و سينما و مطبوعات، به عنوان دو دست و راديو و تلويزيون، به عنوان دو پا، شكل مىگيرد و هر گونه تحول در اين نظام جامعه را دچار مشكل مىكند مثل اينكه پاها جاى مغز را بگيرند، همانند جامعه آمريكا كه مغز مردم را راديو و تلويزيون تشكيل مىدهد.